وقتی در مورد ارزشهای کاری صحبت کنید، حتما یک نفر پیدا میشود که بحث هرم مزلو را مطرح کند. این هرم، ایده بزرگ یک روانشناس به نام آبراهام مزلو بود که میگوید همه ما سلسله مراتبی از نیازها داریم. هنگامی که نیازهای اساسی فیزیولوژیکی و ایمنی ما برآورده شد، به دنبال عشق و تعلق هستیم، سپس عزت نفس و اعتبار و در نهایت خودشکوفایی. اما این هرم بیش از نیمقرن پیش ساخته شد و روانشناسان اخیراً به این نتیجه رسیدهاند که نیاز به بازسازی دارد.
وقتی شواهد چند دهه گذشته علوم اجتماعی را مرور میکنید، بحث در مورد پایههای هرم مزلو دشوار است. اگر نیازهای اولیه شما برآورده نشود، طبیعی است که تمرکز روی موضوعات دیگر دشوار خواهد بود. اگر شغلی دارید که به اندازه کافی درآمد ندارد و تمام شب شما را بیدار نگه میدارد، یعنی نگران بقا هستید پس به احتمال زیاد زمان زیادی را صرف خودشکوفایی نخواهید کرد.
aricle 2
اما مزلو هرم خود را در طلوع جنبش روابط انسانی ساخت، زمانی که بسیاری از محلهای کار در اقتصاد تولیدی، پاسخی برای نیازهای اولیه فیزیولوژیکی و ایمنی نداشتند. امروزه کسبوکارهای زیادی در حوزههایی مانند دانش و خدمات فعالیت میکنند. آنها فقط نیازهای اساسی را برآورده نمی کنند؛ هدف آنها برآورده کردن همه نیازها، مانند امکانات رفاهی، تغذیه، سالنهای ورزشی و در نهایت رقابت برای تبدیلشدن به بهترین مکان برای کار است. تحقیقات نشان داده این شرکتها حتی عملکرد بهتری از همتایان خود در بازدهی سهام داشتند. بدیهی است که در این محیطها، بقا مورد بحث نیست.
هنگامی که از این لایه هرم رد شوید، بقیه آن فرو میریزد. یعنی مردم قبل از اینکه برای کسب اعتبار و موفقیت تلاش کنند، نیازی به دوست داشتهشدن ندارند و قبل از اینکه به دنبال رشد شخصی و ابراز وجود باشند، منتظر برآوردهشدن این نیازها نیستند.
فکر میکنید اگر مزلو امروز هرم خود را از ابتدا طراحی میکرد تا توضیح دهد که چه چیزی فراتر از اصول اولیه به افراد در کار انگیزه میدهد، چه شکلی به نظر میرسید؟ این سوالی است که ما در فیسبوک و با همکاری تیم تجزیه و تحلیل افراد خود به آن پاسخ دادیم.
ما دو بار در سال نیروی کار خود را بررسی کردیم و از آنها پرسیدیم کارمندان برای چه چیزی ارزش بیشتری قائل هستند. پس از بررسی صدها هزار پاسخ که بارها و بارها تکرار شدهاند، ما سه گروه بزرگ انگیزه را شناسایی کردیم: شغل، جامعه و دلیل.
سرویس های فینووا: سرمایه گذار استارت
شغل مربوط به کار است: داشتن شغلی که استقلال را فراهم میکند، به شما امکان میدهد از نقاط قوت خود استفاده کنید و یادگیری و پیشرفت شما را ارتقا میدهد. این در مرکز انگیزه درونی است.
جامعه درباره مردم است: احساس احترام، توجه و به رسمیت شناخته شدن توسط دیگران. این حس ارتباط و تعلق ما را تحریک میکند.
دلیل در مورد هدف است: احساس اینکه شما تأثیر معناداری میگذارید و اعتقاد به اینکه این سازمان تا چه حد در جهان مفید است، مایه افتخار است.
این سه گروه چیزی را تشکیل میدهند که قرارداد روانی نامیده میشود و در واقع انتظارات و تعهدات نانوشته بین کارمندان و کارفرمایان است. وقتی آن قرارداد محقق شد، مردم تمام وجودشان را سر کار میآورند. اما وقتی نقض شود، مردم کمتر راضی و متعهد میشوند، کمتر کمک میکنند و عملکرد بدتری دارند.
در گذشته، سازمانها کل فرهنگها را فقط حول یک جنبه از قرارداد روانشناختی ایجاد میکردند. شما میتوانید با قول دادن در مورد یک شغل عالی یا یک جامعه نزدیک یا یک هدف معنادار، افراد را استخدام کنید، انگیزه دهید و آنها را حفظ کنید. اما ما متوجه شدهایم که بسیاری از مردم توقع بیشتری دارند. در جدیدترین نظرسنجی ما، بیش از یک چهارم کارمندان فیسبوک هر سه گروه را مهم ارزیابی کردند. آنها یک شغل و یک جامعه و یک علت میخواستند و 90 درصد افراد از نظر اهمیت حداقل دو گروه از سه گروه را انتخاب میکردند.
سرویس های فینووا: فضای کار اشتراکی دانشگاه امیرکبیر
به دنبال این بودیم که آیا محرکهای خاصی برای افراد یا مکانهای خاص وجود دارند یا خیر و دادهها را بر اساس دستههای مختلف تقسیم کردیم. با سن شروع کردیم. صحبتهای زیادی در مورد اینکه نسل جدید چقدر با بقیه متفاوت هستند وجود دارد، اما متوجه شدیم که اولویتها در گروههای سنی بهطور چشمگیری مشابه هستند.
W180205 GRANT MOTIVATORSBYAGE 1024x401 1
برخلاف این باور که نسل جدید بیشتر به معنا و هدف اهمیت میدهند، متوجه شدیم که افراد جوانتر نسبت به افراد مسنتر کمی کمتر به دلیل (و کمی بیشتر به شغل) اهمیت میدهند. در واقع، افراد 55 ساله و بالاتر تنها گروهی در فیس بوک هستند که به طور قابل توجهی بیشتر به دلیل اهمیت میدهند. به این معنی که هدف برای این افراد مهمتر است.
ما همچنین هیچ تفاوت عمدهای از نظر سطح عملکرد ندیدیم: مردم برای این سه انگیزه ارزش قائل بودند، خواه فراتر از انتظارات باشند، برآورده شوند یا کمتر از آنها باشند. و وقتی مکانهای اداری را مقایسه کردیم، واضح بود که شغل، جامعه و هدف همه در سراسر جهان ارزشمند هستند.
سرویس های فینووا: شتابدهی استارتاپ
کرت وونگات یک بار نوشت: اگر مردم نبودند، جهان بهشت مهندسان میشد! نظرسنجی میگوید این عبارت نادرست است. مهندسان به جامعه اهمیت زیادی میدهند و به آن امتیاز متوسط 4.18 در مقیاس 1 تا 5 دادهاند. درست همانطور که با سن و مکان دیدیم، در همه کارکردها، افراد شغل، جامعه و علت را به طور مشابه مهم ارزیابی کردند.
مزلو استدلال کرد: «دانستن واقعاً چه چیزی میخواهد، یک دستاورد روانشناختی قابل توجه است». دادههای ما نشان میدهد که مردم در مورد آنچه که در محل کار میخواهند بسیار واضح هستند و اساساً همان چیزها را میخواهند. وقتی صحبت از یک شغل ایده آل به میان میآید، بیشتر ما به دنبال شغل، جامعه و دلیل هستیم. اینها انگیزههای مهمی هستند، چه در سن 20 سالگی یا 60 سالگی، در زمینه مهندسی یا فروش، در تهران یا سائوپائولو، سنگاپور یا دیترویت کار کنید.
این مطلب ترجمهای بود از مطلبی با عنوان The 3 Things Employees Really Want: Career, Community, Cause که در سایت hbr.org منتشر شده است.